تبلیغات My writes
تو که اینطور نبودی
قلبت شکستنی نبود
تو که اینطور نبودی
عشقت که خواستنی نبود
قلبتو هدیه می کردی به تموم آدما
عاشقی رفته از اون یاد سیاهت بخدا

شبم سیاهه بخدا
راه فراری واسه من نیست چرا
خسته شدم
خسته از این قافیه ها

تو رهبر دلان عاشقانی
تو اشک پرمحبت جهانی
کلام من قاصر توصیف توست
تو روح پرشکوه آسمانی

تو که ادعا می کردی
دل بارونو شکستی
تو که هی بهم می گفتی
دشمن ستاره هستی
پس چرا اقاقیا رو
توی باغچتون می دیدم
آره می دونم عزیزم
همشونو خالی بستی

گفتی می خوام پرنده رو از تو قفس آزاد کنم
گفتی می خوام که ای دل و یرونمو اباد کنم
گفتم بهت نکن با این دل شکسته ام بدی
بدی تو کردی با دلم ، نخواه که از تو یاد کنم

اومدیم تا عاشقی رو ، آره معنا بکنیم
اومدیم تا بانیای غمو تنها بکنیم
اومدیم تا که بگیم حرف نگفته ی دلو
اومدیم تا توی دنیا ، آره غوغا بکنیم
***
اومدیم تا که بجنگیم با شبای تاریک
اومدیم تا که بریم به کوچهای باریک
بگیم از عاشقی قشنگ لیلی مجنون
یا که از نارو زدن توی مسیر جنون
***
اومدیم تا که بریم ما به دیار غربت
بگیم از آدمای بی رحم و بی مروت
بگیم از پلاک هشت و گنبد طلایی
بگیم از لذت آزادگی و رهایی

قصه تاریک من ، قصه بارونه عزیز
اما این قلبم شکسته توی زندونه عزیز
میله های سرد زندون دشمن جونم شده
جون من ارزونیتون ، می خوام برم خونه عزیز

تنهام بذار
تنها گذاشتن بهتر از تنها گذشتن تو شبه
یادته تنهات نمی ذاشتم تو رو
اما تو راحت ازم دل می کنی
تنهام میذاری تو شبای سرد و پوچ

مرگ بر طنز کهنسالانه
مرگ بر باغچه ریحانه
مرگ بر سنت بی چون و چرا
مرگ بر عاشقی دیوانه

قصه من قصه درده
نشونیم کوچه ی سرده
می خوام خورشیدو نشناسم
کشیدم رو دلم پرده

وقتی که من گذشتم
از رویای بهاری
رسیدم به حقیقت
اگه که تو بذاری
نمیذاری که آسون
حقیقتو ببینم
می خوای از اون نگاهت
سیاهی رو بچینم

گاهی آرام گفته ام
چرا من هستم
بعد آرامتر شاید
گفته ام چون عاشقت هستم

خواه ناخواه دلم
از تو طلب می جوید
انگار تو باران زدنی بر من خشک
یا که من
تو را باران می بینم

دیگه حرمت نداری
بزن به چاک زودتر برو
ای تو اون ذاتت عزیز
یادت باشه ، نه من نه تو

بابا بی خیال این حوس
من می زنم نفس نفس
از عشق من رد شو دیگه
قلبم شکست تو این قفس

از من نپرسیدی چرا
عاشق شدی ، دیوانه ای
از من تو پرسیدی چرا
دنیال من افتاده ای

آن روز که دشمنان ما قد علم کردند
جالب اینست که فکر میکردند خیلی مردند
مردمان ما مردانگی یادشان دادند
دوباره دشمنی میکنند ؟ گل خَوردند
